جهنم جایست که فهمیدند دوستشان داریم اما ....رفتند! - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 20:03
نوشته های این وبلاگ ارزش هنریو ادبی نداردبرداشت از نوشته جایز نیستعکس : منشغل :زن مطبخیمهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینتمهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،متولد :سال مار /پیرزنبیمار: روان پریشکتاب : تولد یک اثیرهدر کتابخانه ملی ثبت شد!
شمعدوني روس - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 20:03
زن روي تختخواب دراز كشيده بود مرد پشت خط چيزي نوشت.نوشته خوانا بود و صريح پرسيد ه بود الان دوست داري چه كساني كنارت باشند يا چه كسي؟ زن به ياد آورد كسي را كه غرورش را شكسته بود و ...د روي تخت نشست حوله حمام راددور دهانش گرفت تا صدايش را پشت خط نشنود هق هق ميزد و گريه مي كرد روزش خراب شده بود گلهاي گ...
من تو را می شناسم - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 20:03
صبح خوبی را شروع نکردم . صورتم پف کرده از بس گریه کردم. با پای برهنه به باغ رفتم. دامن بلند چین داری را پوشیده ام با تاپی به همان رنگ .خلخال هایم را به پا بسته ام .زیر درخت گیلاس نشستم روی زمین زیر سایه درخت ...کسی در باع نیست تنهام . مردها در باع همسایه جمع شدند. صدایشان میاید. به صدای گنجشک ها
رها آزاد ساده اما ژرف بودم /همون سال ها که کم حرف بودم - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 20:03
نوشته های این وبلاگ ارزش هنریو ادبی نداردبرداشت از نوشته جایز نیستعکس : منشغل :زن مطبخیمهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینتمهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،متولد :سال مار /پیرزنبیمار: روان پریشکتاب : تولد یک اثیرهدر کتابخانه ملی ثبت شد!
شور شیدایی - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 20:03
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم باورشان نمیشود بزرگترین جرمم دوست داشتن تو بود...بزرگترین جرمم شور شیدایی و شوق به زندگی بود. ای کاش در رویاهایشان دنبالم نبودند. + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط اثیره |
مواظب باشید رنگی نشوید! - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 3:07
خودم را در آینه می دیدم . در آینه ای چهارده سالگی ام . لاعر ، بلند بالا،همان چشم ها بود در صورتی با پوستی سفید گونه های برافروخته لب های گلی .لب های اماده بوسیدن . تعطیلات تابستان کلاس آموزشی و استاد نقاش که دچار جنون بود. از من خواست جلو آینه به چشمام نگاه کنم . نگاه کردن ! تا حالا حتی یکبارهم اینط
شاعران امروز - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 3:07
اسم همه شان در لیست شاعران بود با تکه پاره های از اشعارشان ... چه پازل عجیبی ست فقط اسم یک نفر فقط یک نفر بین آنها نوشته نشده ! چرایش را میدانم . از بس ایده آل گر است . + نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط اثیره |
دردانه - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:36
نوشته های این وبلاگ ارزش هنریو ادبی نداردبرداشت از نوشته جایز نیستعکس :پای منشغل :زن مطبخیمهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینتمهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،متولد :سال مار /پیرزنبیمار: روان پریشکتاب : تولد یک اثیرهدر کتابخانه ملی ثبت شد!
عاشوری فردا سراغ من بیا - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:36
خیلی سال پیش در یک نمایشگاه با او آشنا شدم . مردی با قدی متوسط شانه های پهن حدودا چهل ساله .مهربان با لبخندی به لب .شوخ طبع .ظاهری برازنده . اون روز خیلی جدی بودم اصلا از این وروجک خوشم نیامد. . دو تا دختر جوان و زیبا در کنارش بودند. معرف از کارنامه بلند بالای دوست تعریف کرد بعد از سالها این روزها
هدیه - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:36
خواب دیدم یک خواب خوب دیگر به تو فکرنکنم . گناه است چشم داشتن به فال غریبه ها !! زمانه آخر از ما خیال می سازد ...فهمیده است من دارم درباره اش می نویسم . عاشقش شده ام . فکر می کنم عاشقش شده باشم . من عاشقش شده ام . + نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط اثیره |
برای کسی که مرا نمی خواند! - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:27
در زندگی فقط یک نفر هست وقتی با او حرف میزنی خودت را می بینی مثل اینه است . آینه ای که به تو انتقاد می کند عیبت را روب ه رویت می گوید به دروع از تو تعریف نمی کند یک نفر وقتی به چشمانش نگاه می کنی دنبال حقیفتی در نگاه توست .نباید این همه زود میرفت باید مرا آماده می کرد . هر چند بارها این کار را کرد
بماند برای وارثان وبلاگ نویس یک - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:27
در حال و هوای تهران وبلاگ نویسی دیگر این حرف ها پیش پا افتاده شده است . همه ماجرا از وبلاگ شروع شد.زندگی ست دیگر .اندیشه هایتان را برای خودتان نگه دارید داستانهای عاشقانه یتان را برای خودتان . زنی پشت پنجره نشسته بود و ارام می نوشت در حال و هوای آن روزها گروهی هم در حال وبلاگ نویسی کهنه کارهای داستا
بماند برای وارثان وبلاگ نویس دو - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:27
بنظرش من زنی بلند بالا با دسته گلی بودم تا مرد برایم شعری بخواند:" ای زیبای آسمانی ام" - با هم ناهار بخوریم ؟ گفتم چه زود پیشنهاد می دهید بازی در دنیای وبلاگ با آشنا شدن و لبخند زدن شروع می شود لبخند میزنید لبخند میزنند دعوتتان می کنند برای ناهار . فرداا ساعت 11 قرار است به همه که لبخند میزنی باید د
میان این همه صنم گره خورده است بی چاره - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:27
سر فصل/تو نخواهی آمد/میدانم/ اما به هر صدای پای میپرم/طرح می زنم پای ورق های کاهی /مردی با باران آمد + نوشته شده در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط اثیره |
بی رنگ - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:27
به اثیره گفتم اصلا مهم نیست به تو بگویند نقاش .فکر می کنم مهم این است که من فقط اثیره هستم زنی اثیری فرزند اسحاق متولد تهران 23 اردیبهشت 1344 شماره شناسنامه 365 در محله قدیمی در جنوب تهران .خیابان امیریه بن بست فرهنگ نرسیده به میدان گمرک محله قدیمی نزدیک مغازه های دسته دوم فروشی ،معازه های تاریک
بعد از من بماند برای وارثان وبلاگ نویس - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:27
-می خواهم چیزی را اعتراف کنم -بگو خیلی وقت ها ازتو لجم می گیره .اما خیلی عاشقتم تو تنها کسی هستی که من عاشقشم .در این دنیا هر چه تلاش کردیم همدیگر را نشناختیم .مثل هم نبودیم . فرهنگ ، آموزش ، تربیت ، تجربه هامون از درک پیرامون ...کدوم بد بود کدوم خوب ... برای داشتنش همه کار کردم . هر روز نقش کسی را
بزرگترین جرمم پرنده بودن بود - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:27
نوشته های این وبلاگ ارزش هنریو ادبی نداردبرداشت از نوشته جایز نیستعکس :پای منشغل :زن مطبخیمهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینتمهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،متولد :سال مار /پیرزنبیمار: روان پریشکتاب : تولد یک اثیرهدر کتابخانه ملی ثبت شد!
زنی باشد که سنگ بود ... - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:27
نوشته های این وبلاگ ارزش هنریو ادبی نداردبرداشت از نوشته جایز نیستعکس :پای منشغل :زن مطبخیمهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینتمهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،متولد :سال مار /پیرزنبیمار: روان پریشکتاب : تولد یک اثیرهدر کتابخانه ملی ثبت شد!
در هوای حوا - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:27
نوشته های این وبلاگ ارزش هنریو ادبی نداردبرداشت از نوشته جایز نیستعکس :پای منشغل :زن مطبخیمهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینتمهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،متولد :سال مار /پیرزنبیمار: روان پریشکتاب : تولد یک اثیرهدر کتابخانه ملی ثبت شد!
جمجمک برگ خزون - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:27
روز جمعه با دخترکم و دوستان دانشجوش و استاد جامعه شناسی و مهمانهای خارجیم رفته بودیم موزه هنرهای معاصر .تابلوهایی بود از استاد بهمن محصص و سهراب و گروهی نقاش ایرانی و خارجی یکی از تابلوها به سبک قهوه خانه ای بود .دختری داشت موهایش را شانه میزد.شروع کردم به خوندن این شعر بچه ها همراهی کردند... جُ

برچسب‌های محبوب

چه سخت است | هیچ رویایی ممنوعه نیست | هیچ رویایی ممنوع نیست | فشار قبر | کفش هایم | فرانتس کافکا | کلید پشت در مانده