در زندگی فقط یک نفر هست وقتی با او حرف میزنی خودت را می بینی مثل اینه است . آینه ای که به تو انتقاد می کند عیبت را روب ه رویت می گوید به دروع از تو تعریف نمی کند یک نفر وقتی به چشمانش نگاه می کنی دنبال حقیفتی در نگاه توست .نباید این همه زود میرفت باید مرا آماده می کرد . هر چند بارها این کار را کرد اما من هر بار دنبالش رفتم پیدایش کردم تا باز هم به چشمانم نگاه کند . رفتن اش مثل از دست دادن هیچ آدمی این همه مرا اذیت نکرده بود سخت بود تا وقتی بود درکی از نبودن نداشتم . او داستانی ست که در من تمامی ندارد .
برچسب:
نویسنده: سینا رستمی