خرید بک لینک

شنبه در جنگ

در ادامه، هر آنچه باید درباره «شنبه در جنگ» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

سه روز بعد از جنگ و باز شدن اداره بچه ها به تهران برگشتیم جاده خلوت بود کمتر کسی در حال برگشت بود.سه گربه خانگی مان را دارو داده بودیم و در باکس قرارداشتند لخت و شل و خوابآلو....درجه داری در ایست بازرسی باکس ها را دید پرسید چرا گربه ؟دخترم گفت :پیامبر هم گربه داشت

درجه دار پرسید :پیامبر خیلی چیزها گفته مثلا نماز میخوانی ؟بامهربانی

دخنرم گفت :بچه بودم مرتب میخواندم الان هم ....

درجه دار لبخند زد

بهش گفتم نذر کردم اینبار مکه برم برای گربه های مکه غذای خشک ببرم

درجه دار گفت مگه در مکه گربه هست؟

گفتم بله من دیدم فراوان

تهران ساکت و خلوت بود از ترافیک خبری نیست سعی میکنیم زندگی عادی و روزمره مانند آخرهفته هایی که همه خانه بودندسپری کنیم.آشپزی میکنم،شستن لباسهاو اتو ،گاهی جارو ...دورهم غذا میخوریم

وهمگی از اینکه سلامتیم و در دل یاگفتار شاکریم وخوشحال.باصدای پدافندو انفجارغذا میخوریم.

سعی میکنم مهربان باشم و آرام و مراقب همدیگر. کوله پشتی ها را کنار در هل میدهم برای لحظه های مهم.چشمان به اخباراست میگویید منطقه سه خالی شود.فحش میدهم به نتاییاهم و بر انسانهای که وطن فروش به سالمندان فکر میکنم از این روزها ...

برای اینکه نشنویم صدای تلویزیون را زیاد میکنیم.مدام پیام میدهیم

که سلامتیم با دوستان وعزیزان خبر سلامتی ردوبدل میکنیم.هنگام خرید فروشگاه خلوت تراز روزهای عادی است.ولی برخی سبدها را غیرعادی پرمیکنندده تا روغنو ده تا شکر ده بسته آرد.وفروشنده تذکرمیدهداین تعداد نمیشودوپسرجوانی باکمال میل به فروشنده در بازگردان کالاها به قفسه ها کمک میکند.

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 11:50

صفحه بندی