كورا - تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 22:28
شب ها كه همه مي خوابند و چراغ اتاق ها يكي يكي خاموش مي شوند من در آشپزخانه مي نشينم براي خودم قهوه اي دم ميزنم كتابي را دردست مي گيرم.وقتي سكوت حاكم مي شود با حركت دست صداي سكوت را عقب مي رانم...سكوت!در تراس گلدانهاي شمعداني آرام به تماشاي ستارگان نشستند.در سفر كه باشي شب بيداريهايت را چيزهاي ديگري ...
برزخ جايي كه قطعيت ندارد - تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 22:28
ديشب زن روسپي را سنگسار كردند مردان شهر او را به جهنم سپردند به خانه اش حمله كردند فرشي نداشت رواندازي نداشت تختخوابي نداشت دفتر شعري داشت با خط خوش نوشته بود مردان شهر كه ناكام ماندند آخرين روسپي شهر را سنگسار ... + نوشته شده در شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط اثیره |
تفليس - تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 22:28
دست نزنيد به زخم هايم كهنه است اين فلان فلان شده به استخوان رسيده  صريح گفتم واژه هايم سرخ بود اززماني كه به تاراج 
آذر - تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 22:28
بعد از تو  براي ديوارها قصه مي گويم گفتم تا بداني  
زنان و مرداني بابوي بلوط - تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 22:28
اي كاش همه مردان، زني را كنارشان داشتند كه عاشقشان بودند آتها را قبول داشتند به آنها بها ميداند...مردها ديگر سيگار نمي كشيدند.اي كاش زنان مرداني را كنار خود داشتنددطنازي و ظرافت آنها را درك مي كرد به حرفهايشان گوش ميداد و هر روز چند وعده از زيباي خاص آنها حرف ميزد.اون وقت هيچ زني سيگار نمي كشيد.اون ...
ذکر - تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 22:28
گفت تو به این کلمات عربی باور داری و من خواندم أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ (نمل ۶۲ ) وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَ لْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (بقرة ۱۸۶) وَ لِلَّهِ...
تهران - تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 22:28
سلام با عشق و احترام به برزخ خیال میدونم که نیستی برای کسی که نیست می نویسم . به تو فکر میکنم و این شروع شرح حال من است . راضیم از امروزم و مطمینم فردا بهتره .تقدیر به فکر کردن کاری ندارد رفیق شاعر من . من همین حال را دوست دارم دوری دوستی .ماندن نماندن بودن نبودن خواستن نخواستن ردمیدن ...تقدیر خیلی ...
من زني هستم آزاد در فطرتم حيا نهاده شده - تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 22:28
امامزاده ای در ده ونک . دوربین را درآورداز آینه کاری توی امامزاده عکس گرفت اثيره هزار تکه شده بود توی آینه ها.... آقای مهندس ی خانومی اومده برای زیارت میخواد بره امامزاده من گفتم از شما اجاره بگیرم . مهندس برمی گرده به زن نگاه می کند راه را برای زن باز می کند و میگه خانم امامزاده در حال مرمت است بفر...
پنجره ها مقصرند - تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 22:28
دلتنگ آسمان آبي كه مي شوم پنجره را باز مي كنم رو به آسمان ،ستاره ها، براي سكوت ماه ...ميدانم از اين پنجره فقط مي توانم گوشه اي كوچكي از آسمان را داشته باشم ...راه ديگري را بلد نيستم من از اين پنجره راضي نيستم ... + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط اثیره
من حالم خوب است - تاریخ: 1396/8/29 ساعت: 11:11
چه بیهوده داغ ...چه بی قرار به قتل واژه ها نشسته ام . ............... من اگر بمیرم دلم فقط برای تو تنگ می شود. ................... اگر روزی مردم به رسم اجدادم در مراسم برایم شراب بیاروید و تمام مردان عاشقم را یک دو جام .................
باران رخ م را بوسه ده - تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 0:27
می دانست باران را دوست دارد صدای باران را بیشتر سفارش داد :روی سنگ قبرش بنویسند اثیره زنی که باران را دوست داشت + نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط اثیره |
عشق به ادبيات - تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 0:27
عشق باعث شد سبك بشم و بالا برم . من هر روز صدايت مي زنم ماه نسيم دريا درخت برنمي گردي هيچ كدام نام تو نيست مي ايستي محكم همان دورها و لبخند مي زني من عكس مي گيرم از ازماه ازنسيم دريا درخت از تو! در همين نزديك ها + نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط اثیره |
قاصدک - تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 0:27
قاصدک ها را دوست دارم . لابلای درخت پرتقال میوه ای بود به شکل کیوی عجیب بود .وقتی پرتقال می چیدم اون میوه عجیب را هم چیدم اما اون از پرتقال ها جدا کردم روی صندلی پشت در ظرفی گذاشتم تا در راه از باغبان بپرسم این میوه چیست . تا تهران همراهم بود
تاريكي - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 21:24
مردي پشت ميله هاي تنهايي خود را معصومه انه نوازش مي كند بدست زني اثيره اي در دور دست ابدي! مرا تمام كن عشق چگونه شب بخوابم رفيق! + نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط اثیره |
شمالم .ناصرسرای رودسر روستا - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 21:24
با هرباران چشمایش سبز تر می شود و این جلگه ای سبز خیس از مردان معمولی شاعران خوبی خواهد ساخت دهدار گودالی حفر کرده است عمیق تر از دریاچه خزر تا مردان شاعر را به آب و لجن بسپارد هیچ کس ما را در این ده تعقیب نخواهد کرد آنها غواصی نمی داند. + نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط اثیره |
بغض وقتی میرسد شاعر نباشی بهتر است ! - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 21:24
نوشته های این وبلاگ ارزش هنری و ادبی ندارد برداشت از نوشته جایز نیست قاب خالی !جایی بعضی ها را هیچ کس پر نمی کند دوستت دارم بفهمدوستت دارم بفهمدوستت دارم بفهمای کاش بفهمی خط خطی هایم مجوزار ارشاد گرفت گفتم تا بدانی لب و دهان تبلیغ برای خمیر دندان یا دندانپزشک م نیستسالها گفتند دندانهایت زشت است ...م...
؟! - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 21:24
آه محبوب دیوانه و بی انصاف من از من دور باش تو به من شک داشتی به احساسم به قلب م به صداقتم به عشق م + نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط اثیره |
من با تو - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 21:24
امروز موقع رانندگی بطرف باشگاه انقلاب بی دلیل می خندیدم راننده ماشین کناری با دقت نگاه کرد....همه شهر فهمیدند دیشب به من گفتی دوستت دارم . + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط اثیره |
گل ها هم بر مزارش گریه می کنند . - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 4:06
مادرم این روزها خیلی در اندیشه توام .در اندیشه دستهای نیک و نیکوکارت که با عشقی بزرگ برای دخترهایت در روز عاشورا قیمه پلو می پختی تا بچه هایت قیمه پلوی نذری دوست داشتند . اون سالها شروع به پختن قیمه پلو کردی بعد مقدارش زیاد و زیاد شد دوستانت به کمکت میامدند از شب قبل همه کارها را می کردی به نیت دختر...
دلتنگ میشم به عکست نگاه می کنم . - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 4:06
نوشته های این وبلاگ ارزش هنری و ادبی ندارد برداشت از نوشته جایز نیست قاب خالی !جایی بعضی ها را هیچ کس پر نمی کند دوستت دارم بفهمدوستت دارم بفهمدوستت دارم بفهمای کاش بفهمی خط خطی هایم مجوزار ارشاد گرفت گفتم تا بدانی لب و دهان تبلیغ برای خمیر دندان یا دندانپزشک م نیستسالها گفتند دندانهایت زشت است ...م...

برچسب‌های مرتبط

زن سیاه پوش | زن سیاه پوش 2 | زن سياه پوش | اعتبار پاسپورت ایران | اعتبار پاسپورت | بعد از چند روز حاملگی معلوم میشود | بعد از چند روز بفهمیم بارداریم | بعد از چند روز زن حامله میشود | شکوفه درخت گلابی | کلید پشت در مانده