اثیره

متن مرتبط با «نمیدانم از دلتنگی عاشقترم» در سایت اثیره نوشته شده است

روایت تازه از بفکر دیگران باشیم … خوب بودن را پاس بداریم

  • نیلوبلاگ

    بفکر دیگران باشیم … خوب بودن را پاس بداریم در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «بفکر دیگران باشیم … خوب بودن را پاس بداریم» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. برای اهل خانه صبحانه آماده کردم اخبار را از تلویزیون میبینم تکه ای از یک بندر در دود و آتش است بفکر مجروحان بندرعباس هستم. پنجره را باز کردم آسمان شهر ابریست...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از سرباز رایان

  • نیلوبلاگ

    سرباز رایان اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «سرباز رایان» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گاهی به این فکر می کنم در درون ما گورستانی است از بوها ؛ مزه ها؛ خیابانها ،عکس ها و یادگاری ها و دوستانی که از دست داده ایم فقدان!.قبرهای ساکت که بر مزارشان گل کاشته ایم تا زنده ایم بوها مزه...

    ادامه مطلب
  • گزارشی از یک نکته از این معنی

  • نیلوبلاگ

    یک نکته از این معنی در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «یک نکته از این معنی» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نویسنده به هیچ کس بدهکار نیست... مجبور نیست...می تواند پشت به زمین و زمان بایستد و مدتی در سکوت بماند... هیچ اتفاقی نمی افتد... جهان همان جا سر جایش ایستاده است؛ بی هیچ تغییری... با نوشتن ا...

    ادامه مطلب
  • گزارشی از زندگی در سایه ها

  • نیلوبلاگ

    زندگی در سایه ها در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «زندگی در سایه ها» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. این روزها زندگی می گذردسخت می گذردهیچ کس نمی داند چقدر سخت می گذردزن بودن همینطور استبگذار بگویند افسرده امآدمی گاهی افسرده می شودهیچ کس نمی داند چه رنجی می کشیمآدمی که آگاه است حساستر است رنج به...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از پاییز

  • نیلوبلاگ

    پاییز اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «پاییز» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پاییز زنی است با موهایی طلایی که رویانی رنگی به سر بسته استومردی عابر ایستاده و رفتن زن را نگاه می کند ...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از خانم بوو

  • نیلوبلاگ

    خانم بوو اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «خانم بوو» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خانم «بوو »نشست روبه روی من هرجا میرفتم دنبالم میامد اخر سر روی کانتر آشپزخانه نشست سرش را بالا گرفت تا نوازشش کنم سرش را نوازش کردم کتری را پر از آب کردم و قوری را پر از چای خشک و تخم مرغ ها شس...

    ادامه مطلب
  • یک نکته از این معنی

  • نیلوبلاگ

    نویسنده به هیچ کس بدهکار نیست... مجبور نیست...می تواند پشت به زمین و زمان بایستد و مدتی در سکوت بماند... هیچ اتفاقی نمی افتد... جهان همان جا سر جایش ایستاده است؛ بی هیچ تغییری... با نوشتن این همه کتاب، کلمه ای بر کتاب جهان افزوده نمی شود. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تصویر ی از زنان

  • نیلوبلاگ

    زنانی که با کیسه خرید در خیابان قدم می زنند و به سمت خانه می روند از آرامش بخش ترین تصویر زیبایی است که هر روز می بینم .کیسه های پر از میوه یا خریدهای سوپر مارکتی .زنانی حدودا شصت ساله یا بیشتر با موهایی مش یا قهوه ای بی وسواس با شالی دور سر .پیراهن های تا قوزک پا یا مانتوهای گشاد با صندل های ب پا ...توی کیسه ها ماکارونی تن ماهی گوجه فرنگی ها سرخ و دست چین دسته های کوچک سبزی جعفری نعناع شوید.زنان قهرمان سرزمین من ...با رژلب کم رنگ قهوه ای نگاههای مصمم .زنانی که چیزهای زیادی با چشم خود دیده اند.اوایل نوجوانی انقلاب بعد جنگ اوایل نوجوانی لاک قرمز موهای بلند شلوار لی تی شرت و کفش کتونی چینی پوشیدند. قلبشان در خفا برای سعید و فرهاد و فرشادها تپیده وسپس آنها را در شلوغی جنگ گم کرده اند.زنانی که د...

    ادامه مطلب
  • خیالی از جنس اثیره ای

  • نیلوبلاگ

    می توانی بروی بی آنکه به گل های توی حیاط فکر کنی بی آنکه در را محکم پشت سرت ببندی اما محبوبم یک کاسه آب روی خاک جمع می شود اما خیالم نه...

    ادامه مطلب
  • امرداز مبارك

  • نیلوبلاگ

    چه کار خوبی کردی به دنیا اومدی .من هم از تو نقش زدم ..چه خوب که هستی ..بهترین آروزهایم دلی آرام ، شادی بسیار سفرهای فراوان برای توست آدمهای مثل تو !گر به دنیا نیایند، آرزوهای زیادی روی زمین زندگی نمیشوند. .تولدت مبارک بخوانید...

    ادامه مطلب
  • پایان و آغاز

  • نیلوبلاگ

    سلام زندگي خوب است گرم است پرشور و دلنشين است حتي مرگ هم گرم است وقتي كه جور ديگر نگاه كنيم وقتي از همه پنجره ها نگاه تو باشد بيا...

    ادامه مطلب
  • عزيز از دست رفته

  • نیلوبلاگ

    حالا كه تو با بهار رفته ايگنجشكان روي درختان سپيداربه انتطار باران را مي خوانندشكوه باران يعنيرفتن توسفر رود به درياستپنجشنبه رودسر...

    ادامه مطلب
  • پر از نقاشی

  • نیلوبلاگ

    آدم ها با نقاشی ام عکس یادگاری می گیرند. گاهی پرتره از آنها می کشم من با امضای زیر تابلو به خانه ها میروم.اونها نمی دانند من با نقاشی میرقصم با خطوط بی اهمیت مشکی وسط صحفه ای سفیدمن با نقاشی تحمل می کنم با نقاشی زندگی می کنم و برایش زیر لب می خوانممردم شهر نظر باز و تو در جلوه گریعشق در پیله ی پروانه به رقص آمده استامروز پشت کفش های سفید بخت م را قهوه ای یک دست زدم بعد روی آن یک کیک تولد کشیدمفردا تولد جان جانان است....

    ادامه مطلب
  • شکل دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    زندگی من پر از دلتنگیه . دلتنگی از نبودن مادرم . از خواهرها که این جا نیستند از برادرم که تنهاست و از من دوره ...دوستانی که آمدند و رفتند ...آمدند و رفتند ....بودن کسی که دلتنگی هامو کم کنه و لحظه هامو لذیذ و باارزش...با ارزش ترین اتفاق که میتونه از روی طاقچه دلم بیفته پایین ...ی پیام از اونی که باید باشه و نیست . یعنی .... +نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسطاثیره | ...

    ادامه مطلب
  • به می عمارت دل کن که در این جهان خراب برسرآن است که از خاک ما بسازد خشت (حضرت حافظ)

  • نیلوبلاگ

    مهم نیست چقدرخسته ای به خودت برس ! مهم نیست که چقدر بدی دیدی تو...به عشق ورزیدن و مهربون بودن ادامه بده ! مهم نیست که چقدر سرت شلوعه ،وعده غذاییتو سروقت بخور ! مهم نیست که چقدر حسته ای ،قبل از خواب یک ربع کتاب بخوان مهم نیست اوضاعت خوب نیست امید را از دست نده تلاش کن بخندی مهم نیست که چقدر زندگی سخته ، تو سخت تر باش ! یاشار میگه مهم ترین عضو بدن قلبه نه چشم نه دندون مهم ترین عضو زانوست باید دستت را بذاری روی زانو هات تا دوباره بلند بشی و ادامه بدهی ...میدانم اوضاع اینطوری نمی ماند لحظه هایی داشتم سخت تر از این تا لب مرگ رفتم و برگشته ام .نترسیدم. چرا حالا ؟ +نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد...

    ادامه مطلب
  • من خانه ام را پر از رنگ می کنم تا تو بیایی

  • نیلوبلاگ

    نوشته های این وبلاگ ارزش هنریو ادبی نداردبرداشت از نوشته جایز نیستشغل :زن مطبخیمهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینتمهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،متولد :سال مار /پیرزنبیمار: روان پریشکتاب :...در کتابخانه ملی ثبت شد!...

    ادامه مطلب
  • بعد از من بماند برای وارثان وبلاگ نویس

  • نیلوبلاگ

    -می خواهم چیزی را اعتراف کنم -بگو خیلی وقت ها ازتو لجم می گیره .اما خیلی عاشقتم تو تنها کسی هستی که من عاشقشم .در این دنیا هر چه تلاش کردیم همدیگر را نشناختیم .مثل هم نبودیم . فرهنگ ، آموزش ، تربیت ، تجربه هامون از درک پیرامون ...کدوم بد بود کدوم خوب ... برای داشتنش همه کار کردم . هر روز نقش کسی را ...

    ادامه مطلب
  • تولدی از نو نمایشگاه نقاشی

  • نیلوبلاگ

    لباس شکری رنگی را از قبل آماده کرده بودم یکی از بچه ها روسری م را زیبا دور گردنم بست . روی صندلی نشسته بودم از هفته قبل وقت گرفته بودم زن گفت مثل عروس ها شدی من که عادت به آرایش نداشتم همیشه یک رژه لب میزنم و ریمل . می ترسیدم ...خواسته بودم ساده ساده باشم . کارتها را خودم طراحی کردم بچه ها و همسرم کارت ها را پخش کردند خودم کارت ها را چاپ کرده بودم ...مهمانها آمدند ...همین روزها بود...همین روزها ...سبدهای گل بود که پر شده بود خواهرها و همسرانشان برایم درختچه و گلدانهای زیبا فرستاده بودند ...جس خوبی داشتم استرس ....عکاس هم آمده بود هی می گفت آروم باش ...گفتم از دست این لباس ها کلافه ام...این روسری لعنتی ....کفش های پاشنه بلندم ....جسین آخر از همه وارد شد همه او را می شناحنتد ...همه مثل من صداش...

    ادامه مطلب
  • بعد از چند روز مهمانی

  • نیلوبلاگ

    .یک . وقتی سرم درد دارد .درد یاد آوری می کند وارث مادرانم هستم. دوروز درد کشیدم. قرص خوردم. آب خوردم آب میوه خوردم یک روز چشمانم را با بندی مخصوص بستم .پرهیزغذایی داشتم چای نوشیدم با لیمو و دارچین و زنجبیل یا زنجفیلو پرده های اتاقم را بستم. سکوت سکوت سکوت . خواب دیدم. مامان با خودش نور آوردو سه قرص نان . با تب و لرز بیدار شدم ...ترسیده بودم. دو .امروز برف بارید. با خوشحالی توی تراس ایستادم مثل بچه ها از دیدن برف لذت بردم. گلدانهای توی تراس را به آپارتمان منتقل کردم...تکه ای از من در شمال است و با خودش عشق می اورد. تکه ای از من در تهران است عاشق رفتن است . در شمال زنی درها را به سوی گذشته می بند زنی در تهران احساس می کند از جایی دوباره به دنیا می آید.این سوی پنجره انگار زنی زیر باران قدم میزن...

    ادامه مطلب
  • من از این تن گریزانم