
بفکر دیگران باشیم … خوب بودن را پاس بداریم در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «بفکر دیگران باشیم … خوب بودن را پاس بداریم» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. برای اهل خانه صبحانه آماده کردم اخبار را از تلویزیون میبینم تکه ای از یک بندر در دود و آتش است بفکر مجروحان بندرعباس هستم. پنجره را باز کردم آسمان شهر ابریست...
ادامه مطلب
سرباز رایان اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «سرباز رایان» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گاهی به این فکر می کنم در درون ما گورستانی است از بوها ؛ مزه ها؛ خیابانها ،عکس ها و یادگاری ها و دوستانی که از دست داده ایم فقدان!.قبرهای ساکت که بر مزارشان گل کاشته ایم تا زنده ایم بوها مزه...
ادامه مطلب
یک نکته از این معنی در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «یک نکته از این معنی» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نویسنده به هیچ کس بدهکار نیست... مجبور نیست...می تواند پشت به زمین و زمان بایستد و مدتی در سکوت بماند... هیچ اتفاقی نمی افتد... جهان همان جا سر جایش ایستاده است؛ بی هیچ تغییری... با نوشتن ا...
ادامه مطلب
زندگی در سایه ها در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «زندگی در سایه ها» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. این روزها زندگی می گذردسخت می گذردهیچ کس نمی داند چقدر سخت می گذردزن بودن همینطور استبگذار بگویند افسرده امآدمی گاهی افسرده می شودهیچ کس نمی داند چه رنجی می کشیمآدمی که آگاه است حساستر است رنج به...
ادامه مطلب
پاییز اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «پاییز» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پاییز زنی است با موهایی طلایی که رویانی رنگی به سر بسته استومردی عابر ایستاده و رفتن زن را نگاه می کند ...
ادامه مطلب
خانم بوو اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «خانم بوو» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خانم «بوو »نشست روبه روی من هرجا میرفتم دنبالم میامد اخر سر روی کانتر آشپزخانه نشست سرش را بالا گرفت تا نوازشش کنم سرش را نوازش کردم کتری را پر از آب کردم و قوری را پر از چای خشک و تخم مرغ ها شس...
ادامه مطلب
نویسنده به هیچ کس بدهکار نیست... مجبور نیست...می تواند پشت به زمین و زمان بایستد و مدتی در سکوت بماند... هیچ اتفاقی نمی افتد... جهان همان جا سر جایش ایستاده است؛ بی هیچ تغییری... با نوشتن این همه کتاب، کلمه ای بر کتاب جهان افزوده نمی شود. بخوانید...
ادامه مطلب
یاد دیالوگ هدیه تهرانی در فیلم «کاغذ بیخط »افتادم!آن جا که به همسرش می گوید:"من روزی ده بار می شورم و می سابم و می پزم .تو می توانی ده بار پشت سر هم بگوی:می شورم و می سابم و می پزم؟."از وقتی وارد خانه شدم در حال شستن و سابیدن و غذا پختنم. از فکر کردن به کارهایی که انجام داده ام لذت می برم اما به این فکر می کنم زنان خانه داردر هاله ای نامریی،در یک چرخه بی توقف مدام و مدام این کارها را انجام می دهند .خمیر پیترا را آماده کردم مواد لازم پیتزا را دور میز کارم چیدم گوشت را با پیاز نگینی تفت دادم بعد قارچ و فلفل های رنگی و ذرت ها را به گوشت و پیاز اضافه کردم ادویه آویشن را هم داخل گوشت و مواد اضافه کردم خمیر که ور اومد توی سینی فر پهن کردم مواد را روی خمیر ریختم بعد پنیر پیتزا فراوان به مواد اضافه ...
ادامه مطلب
زنانی که با کیسه خرید در خیابان قدم می زنند و به سمت خانه می روند از آرامش بخش ترین تصویر زیبایی است که هر روز می بینم .کیسه های پر از میوه یا خریدهای سوپر مارکتی .زنانی حدودا شصت ساله یا بیشتر با موهایی مش یا قهوه ای بی وسواس با شالی دور سر .پیراهن های تا قوزک پا یا مانتوهای گشاد با صندل های ب پا ...توی کیسه ها ماکارونی تن ماهی گوجه فرنگی ها سرخ و دست چین دسته های کوچک سبزی جعفری نعناع شوید.زنان قهرمان سرزمین من ...با رژلب کم رنگ قهوه ای نگاههای مصمم .زنانی که چیزهای زیادی با چشم خود دیده اند.اوایل نوجوانی انقلاب بعد جنگ اوایل نوجوانی لاک قرمز موهای بلند شلوار لی تی شرت و کفش کتونی چینی پوشیدند. قلبشان در خفا برای سعید و فرهاد و فرشادها تپیده وسپس آنها را در شلوغی جنگ گم کرده اند.زنانی که د...
ادامه مطلب
می توانی بروی بی آنکه به گل های توی حیاط فکر کنی بی آنکه در را محکم پشت سرت ببندی اما محبوبم یک کاسه آب روی خاک جمع می شود اما خیالم نه...
ادامه مطلب
چه کار خوبی کردی به دنیا اومدی .من هم از تو نقش زدم ..چه خوب که هستی ..بهترین آروزهایم دلی آرام ، شادی بسیار سفرهای فراوان برای توست آدمهای مثل تو !گر به دنیا نیایند، آرزوهای زیادی روی زمین زندگی نمیشوند. .تولدت مبارک بخوانید...
ادامه مطلب
امروز در عکست دقت کردم و فهمیدم با شانه هایت گریه را آغاز کردی . صورتم را چرخاندم تا خجالت زده نشویی اما تو که اینجا نبودی؟در معاشرت با آدمها بارها صورتم را چرخانده ام. تا غم را در چشمانم نبینند این بارهم همینطور ...در عکس زنی است. نشسته بر روی مبل نیمه استیل به رنگ . کرم طلایی تجملی انگار از سفری. دور میایید رفیقی «خون چکان»زنی که نتوانسته با قسمتی از زندگیش کنار بیایید طی حادثه ای روح و روانش را گم کرده در عکس به چشمان زن نگاه می کنم هراس و اندوهی پنهان در پشت چشمها و کلماتش دارد . من از نگاهش. در عکس. میفهمم و دقت کردم و فهمیدم او هر روز با شانه هایش گریه کرده است . بخوانید...
ادامه مطلب
سلام زندگي خوب است گرم است پرشور و دلنشين است حتي مرگ هم گرم است وقتي كه جور ديگر نگاه كنيم وقتي از همه پنجره ها نگاه تو باشد بيا...
ادامه مطلب
ما را سر راه هم گذاشت تا دست هایمان بوی دعاهای اجابت شده بگیرد..............مرا در راهی قرار داد تا لبخند تو را مهمان شوم..................ای کاش د وست زنده بود پاییز را قدم می زد...................قرار بودترس ها . جهل ها را از خود دور کنیم...................می دانم صدای قدم هایی را می شنوی تردیدهایم ...تنهاییم نمی گذاری......
ادامه مطلب
حالا كه تو با بهار رفته ايگنجشكان روي درختان سپيداربه انتطار باران را مي خوانندشكوه باران يعنيرفتن توسفر رود به درياستپنجشنبه رودسر...
ادامه مطلب
چگونه برای چشم هایت شعر بخوانمچگونه سیمای خسته ات را تاب بیاورمباید دست هایت را بگیرمبرایت از سکوت ماه بگویماز جلگه های دست نخوردهو آهوانی که هیچ گاهمعنای ترس را تجربهنکردندنمی توانمماه رادست آسمان رها کنم...
ادامه مطلب
دلتنگی در من پرسه می زند . ماه من تاریک است درختان هم در زمستان کز می کنند آسمان هم تاریک است مردی که در خیابان ساز می زند غمگین است. از وقتی شادی رفته است شهر تاریک است....
ادامه مطلب
آدم ها با نقاشی ام عکس یادگاری می گیرند. گاهی پرتره از آنها می کشم من با امضای زیر تابلو به خانه ها میروم.اونها نمی دانند من با نقاشی میرقصم با خطوط بی اهمیت مشکی وسط صحفه ای سفیدمن با نقاشی تحمل می کنم با نقاشی زندگی می کنم و برایش زیر لب می خوانممردم شهر نظر باز و تو در جلوه گریعشق در پیله ی پروانه به رقص آمده استامروز پشت کفش های سفید بخت م را قهوه ای یک دست زدم بعد روی آن یک کیک تولد کشیدمفردا تولد جان جانان است....
ادامه مطلب
امامزاده ای در ده ونک . دوربین را درآورداز آینه کاری توی امامزاده عکس گرفت اثيره هزار تکه شده بود توی آینه ها.... آقای مهندس ی خانومی اومده برای زیارت میخواد بره امامزاده من گفتم از شما اجاره بگیرم . مهندس برمی گرده به زن نگاه می کند راه را برای زن باز می کند و میگه خانم امامزاده در حال مرمت است بفرمایید. زن در امامزاده احساس امنیت و آرامش دارد. امامزاده حلوت است رنگها را بست به دستش . این جایزه زن بود که امروز نه اشکی ریخت، نه سیگاری گیراند،نه دودی بلعید. دل تنگ بود سلامی فرستاد. چشمهایش خندید. جواب سلام ش رسید ...کفشهایش را با همان دستی گرفت که چهار بند رنگی پیچیده بود دور مچش. کفشهایش را درآورد."حالا داشت نذر میکرد این بار که بیاید به او بگوید دیوانه من عاشق پيامبر و باران م ....
ادامه مطلب
چه بیهوده داغ ...چه بی قرار به قتل واژه ها نشسته ام . ............... من اگر بمیرم دلم فقط برای تو تنگ می شود. ................... اگر روزی مردم به رسم اجدادم در مراسم برایم شراب بیاروید و تمام مردان عاشقم را یک دو جام ....................
ادامه مطلب