
بی خیال از اخبار جهان ؛چهارزانو نشست کف ،اتاق کف پارک و کنار دریا ،و با دختر و پسرش شن های ساحل ،سنگ های کف باغ ، با دانه ها و مهره ها و آجرهای بازی،چیزهایی درست کرده همراه بچه هایش، تا خرابش کنند.جهان شان را زیبا نشان دهد تا شبیه جهان خودش تکرار نشود.به بچه هاش گفت نترسید .ما اقلیت که به برکت نان و آینه و باران ایمان داریم تنها نخواهیم ماند همیشه به بچه هایش آموخت .... خوشحالی بچه ها برایش همه چیز بود .از خانه شروع کرد هر چه وقت داشت،هر چه سرمایه داشت،هرچه انرژی داشت صرف بچه هاش کرد چون میخواست جهان جای بهتری باشد .کتاب خرید،خمیربازی ،کاغذو مداد رنگی ،ماژیک،آبرنگ، موزه ها برد، کوه برد،مسافرت برد،جادوی ریاضی را یادشان داد،عاشق کلمات الفبا کرد،معجزه الفبا، اجازه داد تا شبیه خودشان شوند،شبیه و...
ادامه مطلب
تو که حرف می زنیگوش می دهم به دهانتتمام زخم هایم باز می شود..............دیشب هم گریه کردم کی باور می کند مثل روزهای کودکی گریه کردم.......
ادامه مطلب
چگونه برای چشم هایت شعر بخوانمچگونه سیمای خسته ات را تاب بیاورمباید دست هایت را بگیرمبرایت از سکوت ماه بگویماز جلگه های دست نخوردهو آهوانی که هیچ گاهمعنای ترس را تجربهنکردندنمی توانمماه رادست آسمان رها کنم...
ادامه مطلب
نوشته های این وبلاگ ارزش هنری و ادبی ندارد برداشت از نوشته جایز نیست قاب خالی !جایی بعضی ها را هیچ کس پر نمی کند دوستت دارم بفهمدوستت دارم بفهمدوستت دارم بفهمای کاش بفهمی ...
ادامه مطلب
واقعا نمی دانم کِی و کجا کار خوبی انجام داده ام که آسمان به من رحم کرد و به زیباترین شکل به من فهماند باید همه چیز را متوقف کنم. همه می دانند فهماندن به این جانور وحشی، دیوانه و خودخواه و فرعون و متوهم (یعنی خودم) دشوار است. اما کار نشد ندارد. دریک لحظه اتفاق می افتد. و درست زمانی که خودت را آنطور که واقعا هستی ببینی. نه آنطور که می پنداری هستی. صادقانه، منصفانه و بی رحمانه. اینکه بفهمی هیچ گ.. نیستی. اینکه بپذیری هیچ هستی. هیچ تر از هر هیچ. اینکه وقتی استخوانهایت زیر این حقیقت خرد شد و وقتی صدای شکستن استخوانهایت را شنیدی و همه چیزت ناگهان سوخت و خاکستر شد، دوبار از خاکستر متولد بشوی.!؟! کمی تا قسمتی بلند شدن و فراموش کردن دردها سخته اما اصلا همه ی ماجرا همین دوباره زاده شدن است ...البته از...
ادامه مطلب
چرا هرچه به بیرونم هوار می کشم دوستت دارم صدایم آن دهان تاریک را پس نمی راند...
ادامه مطلب
کجا اشتباه رفتم! فقط تو ! هنرمند بودی در خواندن ونواختن به رقص درآوردن من . قصه های زیادی از کفش هاو راههای نرفتم را فقط برای تو گفته ام.کجایی!؟! تو می تونی ساعت ها از کفش هایم حرف بزنی . پس بنویس 22:10...
ادامه مطلب