اثیره

متن مرتبط با «تصویر گل» در سایت اثیره نوشته شده است

تصویر ی از زنان

  • نیلوبلاگ

    زنانی که با کیسه خرید در خیابان قدم می زنند و به سمت خانه می روند از آرامش بخش ترین تصویر زیبایی است که هر روز می بینم .کیسه های پر از میوه یا خریدهای سوپر مارکتی .زنانی حدودا شصت ساله یا بیشتر با موهایی مش یا قهوه ای بی وسواس با شالی دور سر .پیراهن های تا قوزک پا یا مانتوهای گشاد با صندل های ب پا ...توی کیسه ها ماکارونی تن ماهی گوجه فرنگی ها سرخ و دست چین دسته های کوچک سبزی جعفری نعناع شوید.زنان قهرمان سرزمین من ...با رژلب کم رنگ قهوه ای نگاههای مصمم .زنانی که چیزهای زیادی با چشم خود دیده اند.اوایل نوجوانی انقلاب بعد جنگ اوایل نوجوانی لاک قرمز موهای بلند شلوار لی تی شرت و کفش کتونی چینی پوشیدند. قلبشان در خفا برای سعید و فرهاد و فرشادها تپیده وسپس آنها را در شلوغی جنگ گم کرده اند.زنانی که د...

    ادامه مطلب
  • گل ها هم بر مزارش گریه می کنند .

  • نیلوبلاگ

    مادرم این روزها خیلی در اندیشه توام .در اندیشه دستهاینیک ونیکوکارت که با عشقی بزرگ برای دخترهایت در روز عاشورا قیمه پلو می پختی تا بچه هایت قیمه پلوی نذری دوست داشتند .اونسالها شروع به پختن قیمه پلو کردی بعد مقدارش زیاد و زیاد شد دوستانت به کمکت میامدند از شب قبل همه کارها را می کردی به نیت دخترانت که همیشه چشم به راه غذای هییت بودند و هییتی نبودند... مامان دیشب کارناوال به اصطلاح عزا...

    ادامه مطلب
  • جنگل شاهد است!

  • نیلوبلاگ

    چگونه می توانم در جنگل جواهر ده برقصم ...زیر درختانی که این همه غمگینن. چگونه با درختانی برقصم...به صدای وقاری آمیحنه به عشقی که در جنگل قلقل میزند.مرا در خودم که جنگلی از غمم حل میکند... +نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت توسطاثیره | ...

    ادامه مطلب
  • درخت گلابی شکوفه سیب نمیدهد.

  • نیلوبلاگ

    واقعا نمی دانم کِی و کجا کار خوبی انجام داده ام که آسمان به من رحم کرد و به زیباترین شکل به من فهماند باید همه چیز را متوقف کنم. همه می دانند فهماندن به این جانور وحشی، دیوانه و خودخواه و فرعون و متوهم (یعنی خودم) دشوار است. اما کار نشد ندارد. دریک لحظه اتفاق می افتد. و درست زمانی که خودت را آنطور که واقعا هستی ببینی. نه آنطور که می پنداری هستی. صادقانه، منصفانه و بی رحمانه. اینکه بفهمی هیچ گ.. نیستی. اینکه بپذیری هیچ هستی. هیچ تر از هر هیچ. اینکه وقتی استخوانهایت زیر این حقیقت خرد شد و وقتی صدای شکستن استخوانهایت را شنیدی و همه چیزت ناگهان سوخت و خاکستر شد، دوبار از خاکستر متولد بشوی.!؟! کمی تا قسمتی بلند شدن و فراموش کردن دردها سخته اما اصلا همه ی ماجرا همین دوباره زاده شدن است ...البته از...

    ادامه مطلب
  • تصویر

  • نیلوبلاگ

    روزی که میخواستم از خودم تصویری روی بوم بکشم به هیچ وجه طبیعی نیستم در تخیل و توهم زندگی می کنم اما اقرار دارم صادق هستم و اهمیتی به موفقیت های دنیا نمی دهم وقتی حرف میزنم چشمانم می درخشد نوعی حس طنزدیده می شود. من موچودی پیش قعال هستم و همیشه بشاش هستم بازی را دوست دارم افسردگی شاخص غالب شخصیت من نیست با چشمان نرم کمی بهت زده به شما نگاه می کنم مثل زمان حوانیم بهت و حیرت و این روزها مثل حورا هستم که سقوط کرده است. ...

    ادامه مطلب