خرید بک لینک
تمام پنجره ها را بسته بود آن که به او یاس سفید می گفت . تمام آن شب مست بود صنوبر پشت پنجره های بسته . تمام این شب ها پاک شده بود و معصوم و زیر نگاه دوستی به پنحره ها چشم دوخته بود. ..تمام این شب ها زندگی پشت پنجره حفته بود...یکی گفت: شب ،سکوت ،گناه .دیگری نوشت :شب ،سکوت و من.

(وقتی قصه می خواند چه ساده خواب میروم همه خوابهایم خیال می شود فکر می کنم صبح زود است باید برخیرم) .

آدم که پیر می شود حوصله هیچ چیز را ندارد حتی پنجره باز شده رو به ماه حالاچه صنوبر باشد چه یاس سفید.

برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 22:43

صفحه بندی