به مرگ فکر می کنم . به نزدیکی مرگ و زند گی به اینکه چقدر راحت به هم سلام میدهند.و از کنار هم عبور میکنند. وقتی منتظر تولدی همان لجظه خبری از مرگ بشنوی . کسی رو که تو بدنیا آوردی چقدر در
زندگی عرق شده و تو چقدر به مرگ نزدیک شده ای . دخترم هر روز زیبا تر و زیباتر میشه و قد می کشد هر روز مثل درخت شکوقه های سیب با طراوات تر از هر روز می شود و من هر روز خمیده تر و چروکیده تر از همیشه ...
مرگ و زندگی کنار هم قدم میزنند گاهی به هم تنه میزنند آیا از هم عذر خواهی هم می کنند؟
برچسب: زندگی و مرگ,زندگی و مرگ مردم پرستشگاه,زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه,زندگي و مرگ,زندگی و مرگ ستارگان,زندگی و مرگ ویکتوریا همسر بکهام,زندگی و مرگ قو,زندگی و مرگ شعر,زندگی و مرگ عقاب,زندگی و مرگ در قران,
نویسنده: سینا رستمی
تاريخ: شنبه
3 مهر
1395 ساعت: 16:52