خرید بک لینک
گوشه ای نشسته ام ، به پنجره باران می بارد. چقدر با حوصله می بارد. تمام قطراتش را با نام های تو میشناسم.

دو استکان چای ریختم و ساعتی بیات ترک گوش دادم. با صدای پدر و دختری آوازخوان. من هم با آنها آواز را زمزمه می کنم . چند دقیقه چشمانم را می بندم . کنار یک استکان خالی و چهل سالگی، آواز را زمزمه میکنم.

بغض هایم را از نوشته هایم جدا می کنم. فقط بیات ترک می ماند .

برچسب: سلوکیان,سلوک,سلکوکسیب,سلکوکسیب 200,سلکوکسیب 200 چیست؟,سلوکیه,سلوک دولت آبادی,سلوک محمود دولت آبادی,سلوکیان ایران,سلوک شعر, نویسنده: سینا رستمی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:59

صفحه بندی