خرید بک لینک
گاهی وقت ها کارهای عجیبی می کنم مثل امروز انگشتم را تا ته حلقم فرو می برم .

همش به خاطر هیچ !

دکتر گفت :" همیشه رنگش اینطوری ست ؟"

جان جانان گفت : " نه ! دکتر"

دکتر گفت : چرا این کار رو کردی؟

گفتم : از شما متنقرم.

دکتر گفت : نیاز به دکتر روانشناس داری

گفتم : به تو گ....اضافه نیامده

چشم باز کردم توی توالت عق میزدم . سالها از ان روز گذشته بود .

سارا گفت نمیتونم بهت مشاوره بدهم آخه ما با هم دوستیم .بذار زنگ بزنم به دوستم آقای دکتر فرهمند وقت مشاوره برات بذاره...گفتم نه نمی خوام .

به سارا گفتم که شاعرا خوشبخت ترین آدمان ، اونقدر با کلمات ور رفته ن که می تونن با چند تا کلمه و هیچ خوشبختی درست کنند . بعضی وقتا همین هیچ وامی گرده رو شاعر بدبخت و تبدیل می شه به هیچ اندوه ساز...صبح جمعه ای دلم کوه میخواست ، درکه عزیز رفتم تا نوک قله همان جا که آفتاب پهن شده تا نور بی هیچ واسطه ای رو بدنوم بساط ...

برچسب: برای اندوه های بزرگ زندگی,سال اندوه برای,شعری برای اندوه,متن برای اندوه, نویسنده: سینا رستمی تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 16:21

صفحه بندی