
طرف های روستا خیلی یخ.بندان خبری نیست اما صبح ها بوته های کاهو سفت می شوند. در پاییز برگ ها زرد روی زمین زیر درختان رنگارنگ دیده می شود.خرمالوها چون صدها چراغ کوچک روشن می شوندآن باع میوه کوچک و میوه...
ادامه مطلب
نوشته های این وبلاگ ارزش هنریو ادبی نداردبرداشت از نوشته جایز نیستعکس :پای منشغل :زن مطبخیمهارت ها : نقاشی روی بوم ، در و دیوار و کابینتمهارت ها :.دلبری ، دوست داشتن ، رفصیدن با خیال ،کمی سه تار ، کمی تار، کمی عقده ای ،متولد :سال مار /پیرزنبیمار: روان پریشکتاب : تولد یک اثیرهدر کتابخانه ملی ثبت شد!...
ادامه مطلب
حورا چراغ جادو را پیدا کرد عول چرا ع جادو گفت :اگر مرا آزاد کنید آرزوی هر کدامتان را برآورده می کنم. حورا به چشمان پسر نگاه کرد و گفت:"دلم می خواهد تا آخر دنیا عاشق هم باشیم ." پسر به دریا چشم دوخت گفت :"دلم می خواهد دنیا به آخر برسد .( نویسنده دیوید):...
ادامه مطلب