
دنیای بزرگتری را می شناسم دنیای به نام تو که درون من خفته ای . دنیایی که مرا از این خشونت و حقارت وانتظار به ارامش می رساند .دنیایی به نام پاکی ات . به نام سکوت ...به نام عشق و تحمل .دنیای رنگی و محزونم . دوباره اینجا نشسته ام و به کابوس های عاشق پر و بال میدم . ..رنگها روی بوم می رقصند ومرا به سماعی دوباره بر مرکزی ترین قسمت زندگی ام وادار می کنند ... ایستاده ام پشت به دریا و دستانم را سایه بان ...
ادامه مطلب
خوابم بردشب دير خوابيدم و خوابم بردخوابم برد ودير رسيدم و از كل دنيابه جزچند نخ سيگار ويك زير سيگاري پُر وچند خط شعر وديوانگي عاقلانه ودستان رنگيچيزي به من نرسيدخوابم برد ودير رسيدم وهمين هاكل دنيايم شدهمين هايي كهبا كل دنيا عوض نخواهم كرد +نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت توسطاثیره | ...
ادامه مطلب
روستای سفلا و علیا بی آب است. خواب دیدم مردم ده اب رودخانه را به طرف باع کشیده اند تا باغ را آب بدهندو همه از رودخانه اب آورده اند...خواب دیدم روستا تشنه است . درختان باغ تشنه اند...درخت خرمالو درخت ازگیل درختان نارنح درختان آلبالو ...بوته های گوجه فرنگی سبزی هایخوردن. کدو حلوایی ها ..دیشب خواب دیدم باغ تشنه است.دیشبدر خوابدرختفندق را دیدم که از همیشه پربار تربودزیر درخت فندق نشستم به اهالی روستا نگاه کردم که به درختان باغ آب می دادند.......
ادامه مطلب
آدم ها تمام نمی شوند ... آدمها نیمه شب با همه آنچه در پس ذهن تو برایت باقی گذاشته اند به تو هحوم می آورند ....
ادامه مطلب
برزخی: آدم هایبی چاره در این دنیا چیزهای معنوی و زیبایشان را مجانی می بخشند .اینجا قلب و روح را خرید و فروش می کنند. من: از چی حرف میزنید من نمی فهمم! برزخی :بازار مکاره است آبرو را معامله می کنند گروهی دلال عشق هستند و انسانیت را معامله میکنند ..سرآدم های مست کلاه میگذارند....مست !! من :مستم ؟ یززخی : مفت و مجانی نبخش جای تو اینجا نیست . من : جا دارم ؟ :--حداقل دنیا!!را به قیمت بهشت نفروش گفته بود بازار مکاره است اینجا گولشان را نخور ...تو بهترین فروشنده ای نفروش ارزان نفروش معامله با تو سود و حسابش به نفع آنان است .... گوش میدهی ؟! از فروش خانه و زمین حرف نمی...
ادامه مطلب