
در درون زن اثیری انسانی از معجون خدایان و شیاطین مجموعه ای از خیر و شر . زنی که در اوج احساسات با نگاهی با جهان بینی زنانه با عشق به هستی نگاه می کند و زن دیگر درون من از امید حرف میزند و دیگری به کشف معمای بزرگی به نام مرگ است ...یکی ویران شدن خودش به تماشا نشستهاست و دیگری عشق به جهان با شعر ...زن اثیری جمع اضداد است ...این درها را محکم نبندید ...دلم میریزد... تمام قد به ساحت بزرگان شعر ...
ادامه مطلب
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست چون هست به هر چه هست نقصان و شکست انگار که هر چه هست در عالم نیست پندار که هر چه نیست در عالم هست . ...
ادامه مطلب